تبلیغات
كودكان كار $ كودكان فقر - كودكان در پنجه مرگ - مطالب بهمن 1388
كودكان كار $ كودكان فقر - كودكان در پنجه مرگ
بنی آدم اعضای یکدیگرند, که در آفرینش ز یک گوهرند. چو عضوی به درد آورد روزگار, دگر عضوها را نماند قرار

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو مطالب

لینکستان

صفحات جانبی

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
*
سایت خدماتی تک بیستآپلود عكس
*

بررسی استراتژی‌های مبارزه با کار کودک

بررسی استراتژی‌های مبارزه با کار کودک

منبع : دسترنج/فاطمه برخورداری

امروزه کارکودک بیشتر در کشورهای در حال توسعه جهان رواج دارد، جاییکه میلیون‌ها کودک در سنین کودکی به کار مشغول می‌شوند با این هدف که به امرار معاش خود و خانواده خود کمک نمایند. اکثر آنها برای ساعات طولانی و با مزدی اندک و یا بدون مزد مشغول به کار هستند. بسیاری در شرایط خطرناک کارمی‌کنند. مبارزه با این نوع کارهای خطرناک واستثماری به خاطر پراکندگی و دور از چشم بودن، بسیار دشوار است. کودکانی که در اقتصادهای غیررسمی شهرهای گسترده، یا نواحی دوردست روستایی، یا پشت درهای بسته خانه‌ها و از جمله خانه خودشان مشغول کارهستند، از دسترسی عملی بازرسان کار خارج هستند. الغای کار کودک به خاطر فقر و از جمله فرهنگ فقر که از نسلی به نسلی دیگر منتقل می‌شود و موجب می‌شود برخی خانواده‌ها برای کار کودک ارزش بیشتر قائل باشند تا برای تحصیل کودکان، بسیار دشوار است. سازمان بین‌المللی کار(ILO) و صندوق کودکان سازمان ملل متحد (UNICEF) عمیقا نگران مشکل کار کودکان هستند و با کمک یکدیگر در حال مبارزه با آن در تعدادی از کشورهای در حال توسعه هستند. تقریبا تمام کشورهای جهان خود را رسما متعهد به مبارزه با کار کودک کرده‌اند. آنها این تعهد را با تصویب پیمان نامه سازمان ملل متحد درباره حقوق کودک مصوب سال 1989 متقبل شده‌اند. درماده 32 این پیمان نامه تصریح شده است که:

1- کشورهای عضو، حق کودک را برای برخورداری از حمایت در برابر بهره‌کشی اقتصادی و انجام هر گونه کاری که ممکن است زیانبار باشد یا خللی در تحصیل کودک وارد آورد و یا به سلامتی کودک یا رشد جسمانی، ذهنی، اخلاقی یا اجتماعی آسیب رساند، به رسمیت می شناسند.
2- کشورهای عضو، جهت تضمین اجرای ماده حاضر موظفند اقدامات قانونی، اجرایی، اجتماعی و آموزشی به عمل آورند. بدین منظور و با عنایت به سایر اسناد بین‌المللی مربوطه، کشورهای عضو باید اقدامات ذیل را به عمل آورند: الف)  تعیین حداقل سن یا حداقل سنین برای اشتغال به کار
ب) تدوین مقررات مناسب در ارتباط با ساعات کار و شرایط اشتغال ج) تعیین مجازات‌های مناسب یا ضمانت‌های اجرایی به منظور تضمین اجرای موثر مواد قانونی

یکی از نتایج مهم التزام کشورها به تعهدات اساسی علیه کار کودک، در دستور کار قرار دادن مسائل عملی مربوط به اجرا است. زمانی که دولت‌ها و جوامع اهداف و معیارهای بین‌المللی را می‌پذیرند، طبیعتا توجه ایشان به ابزارهایی معطوف خواهد شد که بیشترین تعداد کودکان آسیب پذیر را در حداقل زمان و با استفاده بهینه از امکانات، مورد حمایت قرار دهند. اما بهترین راه‌های برانگیختن حمایت عمومی، تقسیم مسئولیت میان دولت و جامعه مدنی، محل تمرکز فعالیت‌ها و چگونگی استفاده بهینه از منابع کمیاب انسانی و مادی برای حصول به بهترین نتیجه، کدام است؟ یک چنین فعالیت‌های اجرایی نیازمند برخوردهای عملی است هر چند کنترل کارکودک به دلایل زیر بسیار مشکل است؛

1-  فقر:

اغلب کودکان کشورهای در حال توسعه کار می‌کنند تا کمک بزرگی به امرار معاش خانواده خود و تامین زندگی خود بنمایند، اعم از کمک‌های نقدی، جنسی و یا از طریق آزاد ساختن سایر افراد خانواده برای کار تولیدی یا نگهداری از برادران و خواهران کوچک‌تر. از آنجایی که این خانوارها اغلب بسیار فقیرند، بنابراین والدین و فرزندان نمی‌توانند از منافع اقتصادی کار کودک صرف‌نظر کنند، مگر آنکه منبع درآمد جایگزینی داشته باشند. در صورتیکه نیازهای اساسی خانوار در خطر باشد، هرگونه کوششی برای قطع یکباره نقش اقتصادی کودکان با مقاومت شدید کودکان، خانواده ایشان و جامعه روبرو خواهد شد.


2- پراکندگی اشتغال کودکان:

اکثر کودکان در کشاورزی، خدمات خانگی و بخش غیررسمی شهری مانند کارگاه‌های کوچک و پراکنده مشغول به کار هستند. فقط تعداد کمی از کودکان در بخش‌های رسمی و تجاری و صنعتی کار می‌کنند. پراکندگی کودکان کار و پنهان بودن کودکان از دید، واقعیتی است که اجرای برنامه‌ها را دشوار می‌سازد.


3- ناکارآمدی استراتژی‌های مبارزه با کار کودک:

قانون، عمومی‌ترین ابزار اجتماعی برای کاهش یا حذف کار کودک است. کشورها براساس قوانین ملی خود حداقل سن اشتغال را تعیین و شرایط کار کودک را تنظیم می‌کنند.اجرای قوانین برعهده بازرسان کار دولتی است که به صورت ادواری از کارگاه‌ها بازدید کرده و نحوه تطبیق با قانون را بررسی ومتخلفین راجریمه می‌کنند، اما درعمل به دلیل پراکنده بودن کار کودک و محدود بودن ظرفیت اجرایی، دسترسی به کودکان کار فقط محدود به بخش رسمی شهری است، بنابراین لازم است تدابیری اتخاذ شود تا حمایت قانونی از کودکان شاغل گسترش یابد. همچنین در بیشتر کشورهای درحال توسعه با وجود قانون در خصوص آموزش اجباری کودکان، ساختار آموزشی محدود، قادر به فراهم آوردن آموزش ابتدایی برای همه کودکان نیست. پیشرفت در زمینه راه‌های موثر مبارزه با سوءاستفاده‌های شغلی از کودکان در گرو گفتگوی سازنده میان افراد و گروه‌ها با آرا و تجربیات گوناگون است که کوشش خود را صرف رسیدن به این هدف می‌کنند. به همین منظور در ادامه، تجربیات کشورهای هند، فیلیپین، برزیل و بنگلادش که هر یک به شیوه‌ای کاملا متفاوت در مبارزه با کار کودک به موفقیت‌هایی دست یافته‌اند را بررسی می‌کنیم.

هند

براساس آخرین تخمین‌ها شمار کودکان کارگر درهند بین ۶/۱۳ تا 100 میلیون نفر است. بیشتر این کودکان از خانواده‌های خیلی فقیر هستند که برای معیشت خود و خانواده‌شان کار می‌کنند. خیلی از این کودکان به کارهایی مشغولند که برای رشد و سلامتشان خطرناک است. آنها به مدرسه نمی‌روند و ترک تحصیل کرده‌اند. در هند، کوشش اصلی در مبارزه با کار کودک از سوی دولت با اتکا بر قوانین کار کودک و اقدامات مرتبط با آن از قبیل آموزش است. در ابتدا اقدام دولت در حمایت از کودکان کارگر، محدود به اقدامات قانونی (قانون حداقل سن اشتغال و قانون اشتغال کودک) بود. در اواخر دهه 1970 دولت متوجه شد که قوانین موجود اجرا نمی‌شوند و در نتیجه قادر به تامین امنیت و رفاه برای کودکان کارگر نیستند. از این رو دولت تصمیم گرفت تا چند حرکت گسترده را به اجرا بگذارد که تدوین سیاست ملی  کار کودک از آن جمله است. آموزش جزء اصلی سیاست ملی است که هدف آن افزایش دسترسی به آموزش ابتدایی از طریق نظام‌های رسمی و غیررسمی آموزشی است. وزارت کار با حمایت یونیسف در موسسه ملی کار، اقدام به تاسیس هسته کار کودک نمود. مسئولیت این هسته تحقیق درمورد وضعیت و شرایط کار کودک در صنایع مختلف هند، ارائه اطلاعات درباره کار کودک برای تدریس و اقدام به آموزش و آگاهی همگانی بود. همچنین انتظار می‌رفت قوانین و عملکرد دستگاه‌های اجرایی موجود را بررسی کرده و مقامات دولتی و غیردولتی را که در ارتباط با کار کودک هستند، آموزش دهد. درهند اصلاحات مربوط به کار کودک هنوز از یک حمایت عمومی قوی برخوردار نیست که این امر باعث شده اجرای قانون کار کودک و سیاست ملی از اولویت بالایی در سطح فوقانی حکومت هند برخوردار نباشد. بعضی‌ها سرمایه‌گذاری در آموزش ابتدایی را راه‌حل مسئله می‌دانند اما مقامات دولتی مخالف برقراری آموزش اجباری هستند، زیرا خانواده‌های فقیر راه دیگری به جز اتکا به کار و درآمد کودکان خود ندارند. آنها معتقدند که ترک تحصیل و کار کودک نتیجه فقر است نه علت آن. فقط پس از آن که فقر شدید از میان برود می‌توان آموزش را اجباری نمود. این ایده شدیدا مورد انتقاد فعالان حقوق بشر قرار گرفته است. کرالا، تنها ایالت هند است که تجربه بسیار موفقی در زمینه آموزش دارد. کرالا موفق  به برقراری آموزش همگانی ابتدایی شده است. علاوه بر این نرخ باسوادی در این ایالت دو برابر نرخ کل کشور است و همچنین پایین‌ترین نرخ ترک تحصیل در هند را دارد. دسترسی به مدرسه در این ایالت بی‌نظیر است. 49 درصد کل ثبت‌نام شدگان دختر هستند. این شاخص نشانگر برابری اجتماعی مابین زنان و مردان در ایالت کرالا است. درجاهای دیگر هند، تفاوت بین زن و مرد در آموزش قابل توجه است. خانواده‌ها دختران را زودتر به کار می‌فرستند. 90 درصد دختران هم در خانه کار می‌کنند و هم بیرون خانه. درهنگام بزرگسالی دستمزدشان به نسبت مردان کمتر است و در نتیجه بازده تحصیلی آنان پایین‌تر است. در کرالا دولت و مردم برای آموزش ارزش زیادی قائل هستند. این در حالیست که در چند دهه پیش، کرالا به خشونت و استثمار معروف بود به طوریکه گاندی، این ایالت را به آشفته بازار طبقات در هند تشبیه کرده بود. تعهد دولت نقش اساسی در موفقیت کرالا در زمینه آموزش و برابری اجتماعی داشت. در این خصوص دولت مدارس ابتدایی را مجانی و برنامه‌هایی را برای ساخت مدارس در سراسر ایالت اعلام کرد. به دانش آموزان فقیر بورس اعطا کرد و غذای میان روز به برنامه درسی اضافه کرد. علاوه بر اقدامات دولت، گسترش کشاورزی تجاری و رشد دیوانسالاری دولتی در افزایش تقاضا برای آموزش موثر بوده است. در نظام آموزشی کرالا، اگر چه مدارس اجباری هستند اما قانون به طرز فعال اعمال نمی‌شود زیرا تقاضا برای آموزش به قدری بالاست که خانواده‌ها در عمل به دنبال آموزش کودکان خود هستند. مدرسه نیز به گونه‌ای سازمان یافته که کودکان هم بتوانند درس بخوانند و همزمان به کار نیز ادامه دهند. بیشتر مدارس 180 روزه هستند و روزهای بسیاری را برای کارهای فصلی یا کارهای دیگر (مانند نگهداری از بچه‌ها، چراندن دام‌ها، دست‌فروشی، کارهای خانگی، ماهیگیری و توربافی) آزاد می‌گذارند. ساعات کار مدارس در روستاها 10 تا 30/15 و در شهرها 30/9 تا 16 بعدازظهر است. موفقیت آموزش همگانی در کرالا مانع از پیش آمدن صورت‌های بدتر کار کودک آن گونه که در جاهای دیگر هند دیده می‌شود، شده است.

فیلیپین

براساس تخمین‌های رسمی بیش از 2 میلیون کودک شاغل در سنین 10 تا 17 سال در فیلیپین هستند که تعداد واقعی بیش از این است.20 درصد از کودکان شاغل مشغول کارهای خطرناک و بردگی هستند. بیشتر کارهای خطرناک به صورت پنهان است. با وجود اینکه تقریبا تمام کودکان به کلاس اول می‌روند فقط 70 درصد دوره ابتدایی را کامل می‌کنند.
اولین کوشش‌ها برای مبارزه با کار کودک در فیلیپین، عمدتا محدود به وضع قوانین است. اکنون به موجب قانون، کار کودکان زیر 15 سال در خارج خانه و نیز کارهای خطرناک برای کودکان زیر 18 سال ممنوع است و از کودکانی که به طور قانونی کار می‌کنند، حمایت می‌شود. با این همه با وجود تشدید اقدامات اخیر دولت علیه ناقضان در بخش رسمی، اجرای قانون کار کودک جهت دستیابی به هدف موثر نبوده است. برای حمایت از کودکان و فشار برای اجرای قوانین به طیف وسیعی از جامعه نیاز است وگرنه شرایط بهتر نخواهد شد. وظیفه شناسایی کودکان در معرض خطر و تعیین مناسب‌ترین نحوه پاسخگویی به نیازهای ایشان به عهده سازمان‌های غیردولتی، کلیسا و گروه‌های مردمی گذاشته شد. وقتی دولت تصمیم گرفت کار خطرناک کودکان در مورد بهره‌کشی جنسی و ماهیگیری به خاطر حفظ درآمدهای ارزی حاصل از جلب سیاحان و ماهیگیری را نادیده بگیرد، سازمان‌های غیردولتی وارد عمل شدند. مبارزه علیه فحشای کودکان در دهکده توریستی پاگسانجان، نمونه‌ای از پیش قدم شدن جامعه مدنی است. یک سازمان غیردولتی رسانه‌های داخلی و خارجی را بسیج کرد تا به این مشکل توجه کنند. این سازمان نشریه‌ای را در این خصوص منتشر کرد. این تبلیغ رسانه‌ای نقش مهمی در برانگیختن شهروندان، ماموران دولتی و دیگران به اقدام در این زمینه ایفا نمود. شورای حمایت از کودکان پاگسانجان تشکیل شد. شورا سعی کرد پدران و مادران را از آنچه بین جهانگردان و کودکان آنها اتفاق افتاده است، آگاه کند. همچنین برنامه‌های تفریحی و فرهنگی برای بچه‌ها اجرا شد و مددکاران اجتماعی آنها را در زمینه خطرات انتقال بیماری‌های مقاربتی و استفاده از مواد مخدر آموزش دادند. این کوشش‌ها به طور قابل ملاحظه‌ای مشکل را کاهش داد. تجربه محلی پاگسانجان سبب شد سازمان‌های غیردولتی و جمعیت‌های مردمی و کلیسایی گرد هم آیند تا بیشتر راجع به کودکان یاد بگیرند، تجربیات ایشان را درک کنند و راه‌حل‌هایی برای آنها بیابند. اولویت با آن گروه کودکانی بود که بیشتر به چشم می‌خوردند، از جمله آنهایی که در خیابان‌ها زندگی یا کار می‌کردند. فعالیت مردمی از انرژی و خلاقیت بیشتری نسبت به مداخلات دولتی برخوردار است. این که در سطح محلی مشکلی را متعلق به خود بدانند، معمولا منجر به تعهد  بیشتری برای حل آن می‌شود. همچنین کارگزاران محلی معمولا دسترسی بهتری به جامعه محلی در مقایسه با کارکنان حرفه‌ای دارند. البته بدون مشارکت کودکان کارگر، خانواده ایشان، رهبران جامعه و حتی کودکان دیگر، هر گونه راه‌حلی، موقت و کم اثر خواهد بود. اقدام علیه کار کودک در ماهیگیری در آبهای عمیق سبو، از دیگر فعالیت‌های شبکه سازمان‌های غیردولتی بود. در این ماهیگیری، کودکان غواص، تور را پهن می‌کردند و ماهیان را به داخل آن می‌راندند  که کاری بسیار خطرناک و مخرب محیط زیست است. طرفداران محیط زیست، غواصان حرفه‌ای و سازمان جهانگردی با همکاری سازمان‌های غیردولتی که نگران خطر این نوع ماهیگیری برای کودکان بودند، این مسئله را مطرح کردند. در سطح محلی در سبو اقدامی علیه این جریان صورت نگرفت زیرا با وجود خطر برای کودکان، والدین آنها راه دیگری برای امرار معاش نمی‌شناختند. گروه‌های مردمی در پایتخت دولت را تحت فشار گذاشتند که منجر به ایجاد یک گروه کاری شد. این گروه یک کارگاه مشورتی را ترتیب داد که نمایندگان دولت، سازمان‌های غیردولتی، سازمان جهانی کار، یونیسف و رسانه‌ها در آن شرکت داشتند. این کارگاه یک سری اقداماتی را پیشنهاد کرد تا وابستگی محلی به ماهیگیری کاهش یابد و شرایط و ضوابط  اشتغال بزرگسالان بهبود یابد. گروه کاری، حداقل سن 18 سال را برای این صنعت تعیین کرد و راه‌های دیگر ایجاد درآمد مانند صابون سازی، بافندگی، پرورش خوک، اعطای وام‌های آسان و آموزش برای تولید فراهم کرد تا وابستگی خانواده‌ها را به کار کودک کاهش دهد. گزارش‌ها حکایت از این دارد که شرکت کودکان دراین صنعت رو به کاهش گذاشته و به تعداد اندکی رسیده است. با وجود انرژی و تعهد قابل توجهی که صرف انواع پروژه‌های حمایت از کودکان می‌شود هنوز پوشش آنها در فیلیپین محدود و پراکنده است. نواحی وسیع و گروه‌های نسبتا بزرگی از کودکان خردسال مورد بی‌توجهی قرار گرفته‌اند. در این برنامه‌ها کودکان شاغل پنهان، فراموش شده‌اند. برای مثال کودکان بی‌شماری که به علت کار در خانه‌ها یا روستاها در معرض خطر هستند، جایی‌که سوءاستفاده جسمی، روحی و جنسی بسیار معمول است، اما این گروه از کودکان نتوانسته‌اند به اندازه کارگران خیابانی در شهر توجه عمومی را به خود جلب نمایند. مردمان فقیر به خاطر محدودیت زمانی و توانی ناشی از ساعات کار طولانی نمی‌توانند در کارهای داوطلبانه وقت زیادی بگذارند. در جاهایی که فعالیت‌های داوطلبانه صورت نگیرد ممکن است کودکان بی‌مدد بمانند. در این خصوص بخش دولتی بیش از دیگران باید به مسئولیت خود عمل نماید.

برزیل

برزیل یک کشور در حال توسعه بزرگ و از نظر اقتصادی پیشرفته که نیمی از جمعیت آمریکای جنوبی را در خود جای می‌دهد با صنایعی پرتحرک و بخش صادراتی موفق است. با این وجود به خاطر نابرابری درآمد داخلی که در جهان پرآوازه است، عملکرد این کشور در زمینه مرگ و میر کودکان و آموزش آنان بسیار پایین‌تر از سطح انتظار است. حدود یک پنجم کودکان سنین 10 تا 14 سال کار می‌کنند. برزیل به خاطر خیل عظیم کودکان خیابانی شهرت جهانی دارد. کودکان عمدتا در مشاغل غیرمنظم و کنترل نشده بخش غیررسمی، خدمات خانگی و کشاورزی کار می‌کنند. کودکان شاغل خیابانی عمدتا از سوی مقامات مسئول به عنوان یک مشکل رفاه اجتماعی یا امنیت عمومی دیده می‌شدند. بعضی از سازمان‌های غیردولتی که اغلب وابسته به سازمان‌های مذهبی بودند با سیاست‌ها و رفتارهای دولت در خصوص کودکان خیابانی مخالفت کردند. این سازمان‌ها پس از سازماندهی کودکان خیابانی در هر صنف، با ایجاد گروه‌های مباحثه آنها را راهنمایی می‌کردند. در یک اقدام دیگر کارهایی خارج از خیابان برای کودکان ترتیب می‌دادند که کنترل شده و تحت نظارت بود، به این ترتیب آنان تشویق می‌شدند به تحصیل ادامه دهند. بسیاری از کودکان چاره‌ای جز کار کردن ندارند و بهترین راه حمایت از ایشان بیرون آوردن آنها از محل کار نیست بلکه دسترسی به خدمات بهتر از جمله آموزش، تغذیه و بهداشت و استفاده از شرایط ایمن و ساعات کار کمتر است. گروه‌های مختلف دولتی و غیردولتی دست اندرکار مسائل کودکان شاغل و خیابانی در انجمن‌های غیررسمی به نام کمیسیون در شهرداری‌ها گرد هم آمدند. افراد به صورت مستقل و نه به عنوان نماینده سازمان وابسته خود درآن شرکت می‌کردند که باعث شد خیلی راحت گفتگو کرده و به توافق برسند و اقدامات خود را هماهنگ کنند.
از جمله تلاش‌های بسیار موفق، تشكیل كنفرانس ملی كودكان خیابانی است كه هر چند سال یكبار در شهر برزیلیا برگزار می‌شود. در این كنفرانس كه از سوی رسانه‌ها پوشش داده می‌شود، كارگران جوان مشكلات خود را مطرح می‌كنند و درخواست‌ها و پیشنهادهای خود را شخصا به مقامات دولتی تسلیم می‌كنند. اتكای صرف به منابع و ابتكارهای محلی منجر به این نتیجه ناخواسته خواهد شد كه منابع دولتی از ادای مسئولیت كامل خود سرباز زنند و فشار كار را بر دوش سازمان‌های  غیردولتی بگذارند، بدون آن كه این سازمان‌ها پول و نیروی لازم را در اختیار داشته باشند. دولت قانون مربوط به كودكان و نوجوانان را در سال 1990 به تصویب رساند و مسئولیت اصلی را به شهرداری‌ها ارجاع كرد. شوراهای شهرداری از لحاظ ماهیت شكل رسمی همان كمیسیون‌ها بودند. هر شهرداری موظف است یك شورا تشكیل دهد. هر شورای شهرداری باید از تعداد مساوی اعضای دولتی (ادارات آموزش و بهزیستی) وغیردولتی  (سازمان‌های غیردولتی و گروه‌های درگیر در برنامه‌های بهزیستی و آموزش اجتماعی) تشكیل شود. شوراها مسئولیت  سیاست‌گزاری  و نظارت بر برنامه‌های حمایت از كودكان و ارتقای بهزیستی آنها را برعهده دارند. شوراها آشكارا اولویت اصلی را به حفاظت از كودكان شاغل در مقابل خطرات آنی می‌دهند كه به سلامت و رشد كودكان آسیب می‌رساند. آنها معتقدند در شرایط فعلی پرداختن به ترك كامل كار از طرف كودكان غیرواقعی است. قبل از چنین كاری باید تغییر در نگرش‌های فرهنگی و توزیع منابع به وجود آید كه مستلزم زمان است. شخصیت‌ها و نهادهای سیاسی سنتی در بعضی مناطق شوراهای شهرداری را با اكراه پذیرفته‌اند و در تلاشند با سیاست آنها را خنثی و منفعل سازند كه مردمی‌تر شدن جامعه برزیل و تقویت اتحادیه‌های غیردولتی می‌تواند این مشكل را حل كند. شوراهای شهرداری متكی به ابتكارهای سازمان‌های محلی هستند و نقش آنها جلب  حمایت سیاسی و مالی برای ابتكارهای آنها است. برزیل با مشخص نمودن تعهدات حقوقی، اداری و بودجه‌ای دولت و جامعه مدنی توانست هم به ابتكارهای محلی دسترسی یابد هم پوشش سراسری دولتی را تامین نماید.

بنگلادش

كشور بنگلادش جمعیت زیادی از فقیرترین مردمان دنیا را در خود جای داده و به شدت به كار كودكان متكی است. تقریبا تمام كودكان این كشور به نوعی مشغول كار هستند. اغلب كودكان مناطق روستایی به كار بدون مزد خانگی مشغول هستند، در حالی كه كودكان شهری بیشتر در خارج از خانه به كار می‌پردازند. بسیاری از این كودكان شهری در كارخانه‌های پوشاك كار می‌كنند. در بنگلادش صنعت پوشاك یكی از عمده‌ترین صنایع نوین و محل جذب نیروی كار رسمی است كه منبع اصلی درآمد ارزی كشور به حساب می‌آید. در حال حاضر بنگلادش یكی از عمده‌ترین صادركنندگان پوشاك جهان و بزرگترین عرضه كننده پیراهن به بازار اروپا و ایالات متحده است. اقدام علیه كار كودك این بار از بیرون بنگلادش شروع شد. در ایالات متحده و اروپا، گروه‌های مصرف كننده و اتحادیه‌های كارگری از نظر اخلاقی، تجارت با كشورهایی را كه حقوق كارگران و مسائل محیط زیست را نادیده می‌گرفتند، زیر سئوال بردند. آنها به شركت‌هایی ایراد می‌گرفتند كه برای رقابت ناعادلانه از كشورهایی كالا وارد می‌كردند كه هزینه آن كمتر بود، زیرا از كارگرانی استفاده می‌شد كه از شرایط كار قابل قبول، دستمزد مناسب و حقوق انسانی دیگر محروم هستند. كار كودك موضوع اصلی نهضت اخلاق تجاری (Fair Trade Movement) بود. اقدامات گروه‌های فشار و اتحادیه‌های  كارگری، گروه‌های مذهبی و برخی دولت‌ها منجر به طرح لایحه‌ای برای تحریم واردات كالاهایی شد كه در صنایع خارجی و با اشتغال كارگران زیر 15 سال سن تولید می‌شدند. این لایحه نه تنها بر صنایعی كه به طور مستقیم به اشتغال كودكان می‌پرداختند، فشار آورد، بلكه صنایع  جانبی آن صنعت را نیز در برگرفت. شركت‌های لیوای اشتراوس (تولید كننده پوشاك) و ریباك (سازنده كفش) ازجمله شركت‌هایی بودند كه برای ایجاد اخلاق تجاری كوشش فراوان نمودند. از آنجایی‌که صنایع  بنگلادش از نظر دانش فنی، مهارت‌های مدیریتی و كالاهای سرمایه‌ای به بازار آمریكا وابسته است، در نتیجه به تغییر سیاست‌های آن به شدت حساس است. سرمایه اصلی در این صنایع، نیروی كار ارزان است كه 80 درصد آن را دخترانی تشکیل داده‌اند كه مهارت کافی ندارند. همچنین 70 درصد كودكان صنعت پوشاك دخترند. متوسط سن آنها كمی بیشتر از 13 سال است. 77 درصد كودكان مجبورند برای امرار معاش خانواده كار كنند. تعداد زیادی از كسانی كه به صنعت پوشاك روی می‌آورند به خاطر این است كه امكانات آموزشی مناسبی در اختیار ندارند و به كار به عنوان آموزش حرفه‌ای می‌نگرند تا بتوانند در آینده امنیت شغلی‌شان را حفظ كنند. هزینه آموزش پایه دربنگلادش بالاست و خانواده‌ها اغلب قادر به تامین هزینه آموزش تمام كودكان نیستند. در این شرایط اولویت با پسرهاست. كار در صنعت پوشاك، اهمیت ویژه‌ای برای زنان دارد. آنها می‌توانند در یك محیط امن و قابل قبول به كسب درآمد و تجربه بپردازند. كودكانی كه در كارخانه پوشاك كار می‌كنند از تغذیه و بهداشت بهتری برخوردارند. برخی از كارفرمایان آموزش عمومی و حرفه‌ای برای كارگران مهیا كرده‌اند و مراقبت‌های پزشكی را به صورت رایگان ارایه می‌دهند. در واقع بخش خصوصی توجه تازه‌ای  به نیازهای اجتماعی و از جمله نیازهای كودكان نشان داده بود كه با تصویب لایحه تحریم از بین رفت. لایحه به اخراج دسته‌جمعی كودكان (بیش از 55000نفر) در بنگلادش انجامید. اگر چه در درازمدت اخراج كودكان كارگر امر پسندیده‌ای بود ولی اخراج ناگهانی آنها به خصوص در حالیكه مكانیسم جبران درنظر گرفته نشده بود، می‌توانست به فقر منجر شود. تحقیق سازمان جهانی كار نشان داد تعداد كودكان در پوشاك كاهش یافته است، ولی تمام اخراج‌ها در اثر فشار خارجی نبوده است.
استفاده از فن‌آوری‌های سرمایه‌بر، نیاز به كارگران غیرماهر را كاهش داده بود. برخی از كودكان به میل خود كار را ترك كرده بودند، زیرا تحمل فشار كار را نداشتند. آنها به خاطر شرایط نامناسب محل كار، پرداخت‌های نامرتب، اضافه كاری‌ها و نبودن فرصت برای ارتقا از كار خارج شده بودند. هیچ كدام از كارگران اخراجی به مدرسه نرفتند. از آنجایی که كودكان شاغل درسایر بخش‌ها ویا كارهای خانگی از وضعیت بدتری نسبت به كودكان شاغل در صنعت نساجی برخوردار بودند، در نتیجه اخراج آنها از این صنعت اثری منفی بر رفاه  کودكان داشته است. در پی كمك رسانی به كودكان اخراجی و كودكان شاغل در صنعت پوشاك، اتحادیه تولیدكنندگان و صادركنندگان پوشاك بنگلادش (BGMEA) و دو سازمان غیردولتی دیگر توافق کردند كه آموزش پایه را برای كودكان و تركیبی از آموزش و كار را برطبق استانداردهای بین‌المللی برای نوجوانان فراهم كنند. تجربه بنگلادش نشان داد حذف كار كودك دربخش صادرات به تنهایی هیچ تاثیری برمشكل كار كودكان در بخش‌های دیگر ندارد. این كار فقط كودك را به بخش‌های دیگر اقتصاد منتقل می‌كند كه هم برای كودكان نامناسب‌تر است و هم نظارت برآن دشوارتر.

بطور خلاصه کشورهای فوق از طرق زیر به مبارزه با کار کودک پرداخته‌اند؛

1- وضع قوانین کار کودک و برقراری آموزش ابتدایی همگانی و اجباری
2- حمایت دولت از طرح‌های سازمان‌های غیردولتی و محلی
3- تقسیم مسئولیت برنامه‌ریزی شده میان دولت و جامعه مدنی
4- ابتکار سازمان‌های فراملی و بخش خصوصی

علاوه بر اقدامات فوق در سطح بین‌المللی می‌توان به برنامه جهانی محو استثمار کودکان یا اپیک (IPEC) سازمان جهانی کار اشاره نمود. این برنامه در ایجاد توانایی‌های ملی برای مقابله با مشکل استثمار کودکان و ارایه توصیه‌هایی در سیاست‌گزاری‌ها کمک کرده است. شمار تعداد کودکان کارگر 33درصد کاهش یافته است، ولی وضعیت کودکان کارگر در بخش کشاورزی هنوز نگران کننده است، زیرا از هر ده کودک، هفت کودک در این بخش در شرایط استثماری مشغول کار هستند. مسئله دیگر، بیماری ایدز و تاثیر آن بر کودکان است، مشکلی که بیشتر کودکان افریقا با آن مواجهند، منطقه‌ای که بیشترین تعداد کودکان کار را در خود جای داده است. اگرچه تعهد سیاسی کشورها به انجام اقداماتی جهت حذف کار کودک افزایش یافته است و مساله را  جدی گرفته‌اند اما برای محو استثمار کار کودک تا جایی که از آن فقط به عنوان یک واقعه تاریخی یاد شود، باید تلاش بیشتری کرد.
ایران نیز همانند سایر کشورهای در حال توسعه درگیر مسئله کار کودک است. اگر چه وضع ایران با سایر کشورهای دیگر خصوصا کشورهای فوق قابل مقایسه نیست و ایران بنیان‌های غنی فرهنگی و اجتماعی در خصوص کار دارد، اما این نگرش قوی و مثبت منجر به ریشه کنی کار کودک نشده است و هنوز آمار مشخص و دقیقی در زمینه وضعیت زندگی کودکان کار بویژه کودکان درمعرض خطر مانند کودکان خیابانی درایران وجود ندارد. در خصوص مبارزه با کار کودک علی‌رغم پیوستن به کنوانسیون حقوق کار کودک در سال۱۳۷۰ و مقاوله‌نامه شماره ۱۸۲ حقوق بنیادین کار در سال ۱۳۸۰و وجود قوانین مربوط به حداقل سن اشتغال و شرایط اشتغال نوجوانان (مواد ۷۹،۸۰،۸۲ قانون کار) اقدامات جدی صورت نگرفته است و صرفا ما شاهد طرح‌های ضربتی تحت عنوان ساماندهی کودکان خیابانی آن هم در راستای زیباسازی شهری و نه بهبود شرایط زیست آنها از سوی سازمان بهزیستی هستیم. شایسته است با استفاده از تجربیات موفق کشورها که به بعضی از آنها در بالا اشاره شد و با همکاری دستگاه‌های ذی‌ربط مانند آموزش و پرورش، بهزیستی، شهرداری، وزارت بهداشت و تمام انجمن‌ها و سازمان‌های غیردولتی فعال وعلاقه‌مند در زمینه کار کودک، با همراهی وهمکاری کودکان و خانواده‌هایشان، برنامه‌ای مفید و عملی تدوین و اجرا شود، بطوریکه شرایطی فراهم شود تا کودکانی که مجبورند برای کمک به تامین معاش خانواده خود کار کنند از کارهایی که به آنها به لحاظ جسمی و روحی و روانی آسیب وارد می‌کند، دور بمانند و در مقابل از تحصیل، شادی و کودکی‌شان دور نمانند.

 

منابع

1- جوبویدن – ویلیام مایرز، بررسی روش‌های گوناگون مبارزه با کارکودک: مطالعات موردی از کشورهای در حال توسعه، مترجم: سام هدا ،یونیسف تهران،1379
2- عابدی مینا، کارکودک ،ماهنامه کار و جامعه ،شماره 65، شهریور و مهر 1384
3- کمک‌رسانی به کودکان آسیب دیده و خردسال، مترجم:داریوش قمری،دفتر منطقه ای یونیسف در خاورمیانه و آفریقای شمالی، ۱۹۹۵

                    
- 4
www.tehranpi.org/content/view
-5http://irsprc.org/archives
- 6
http://en.wikipedia.org/wiki/street_children

كودكان كار


مسئله اشتغال کودکان در جهان واقعیتی دردناک و اسفناک است که کمتر مورد توجه قرار گرفته است. تا زمانی که فقر، ناآگاهی و نابرابری وجود دارد، با مشکل کار کودکان روبه رو هستیم. کودکان کار به ویژه در جهان سوم (۵۰۰ هزار کودک کار در هند، ۲۰۰ تا ۵۰۰ هزار در چین، ۲۰۰ هزار در تایلند) بخشی قابل توجه از جمعیت شاغل بسیاری از کشورها را تشکیل می دهند.
از آن جا که اینها نمی توانند مانند بزرگسالان از حقوق خود دفاع کنند و کسی نیز از آنان حمایت نمی کند. بیشتر مورد بهره کشی و اذیت و آزار والدین و کارفرمایان قرار می گیرند. براساس اعلام سازمان جهانی کار ۲۴۶ میلیون کودک در جهان مشغول به کار هستند که یک سوم آنان به خودفروشی و تجارت مواد مخدر و ۱۰۶ میلیون نفر دیگر به کارهای قابل تحمل و تقریبا سبک اشتغال دارند.
آمار رسمی این سازمان همچنین نشان می دهد که ۱۲۷ میلیون کودک در آسیا، ۴۸ میلیون نفر در آفریقا، ۴/۱۷ میلیون در آمریکای لاتین، ۵/۲ میلیون نفر در کشورهای غربی و ۴/۲ میلیون نفر در کشورهای اروپای شرقی کار می کنند. در ایران، اگر بر اطلاعات سازمان مدیریت و برنامه ریزی مبنی براینکه ۱۵ درصد جمعیت کشور زیر خط فقر زندگی می کنند، تکیه کنیم؛ در خواهیم یافت که چه درصد بزرگی از کودکان به دلیل فقر به کار مشغول هستند.
بر اساس آمارها، ۳۸۰ هزار کودک ۱۰ تا ۱۴ ساله در سراسر کشور کار ثابت دارند و حدود ۳۷۰ هزار کودک در همین سن به عنوان کارگر فصلی مشغول به کارند. یعنی بیش از ۷۰۰ هزار کودک رسما کار می کنند و با احتساب اینکه طبق روال مرسوم کشورمان در چنین عرصه هایی، آمار رسمی معمولا طوری محاسبه می شوند که ضریب خطایی بالا از واقعیت دارند(!)؛ می توان دریافت که بخش قابل توجهی از کودکان زیر ۱۵ سال در ایران مشغول به کار هستند.
هر ساله درصدی از کودکان به دلایلی مختلف ترک تحصیل می کنند و به کارهایی مانند واکس زنی، پاک کردن شیشه ماشین، فال فروشی، پلاستیک فروشی، آدامس فروشی، روزنامه فروشی، جمع آوری نان خشک و وسایل فلزی در زباله و دعا فروشی در سر چهارراه ها، بازارها و یا مکان های شلوغ و پر ترافیکی می پردازند و ساعت هایی طولانی در معرض آلودگی های اجتماعی قرار می گیرند.
گرایش به مصرف سیگار و مواد مخدر، بهره کشی از آنان به صورت فروش یا اجاره، مشارکت در ارتکاب جرائم از جمله قتل، سرقت و توزیع مواد مخدر، فروش اعضای بدن، قرارگرفتن در باندهای فساد و قاچاق به سایر کشورها از پیامدهای حضور در خیابان است.
گرایش به مصرف سیگار و مواد مخدر، بهره کشی از آنان به صورت فروش یا اجاره، مشارکت در ارتکاب جرائم از جمله قتل، سرقت و توزیع مواد مخدر، فروش اعضای بدن، قرارگرفتن در باندهای فساد و قاچاق به سایر کشورها از پیامدهای حضور در خیابان است. از نظر کارشناسان اقتصادی بررسی علل پدیده کار کودکان، علت هایی عمده و زیربنایی دارد که از آن جمله می توان به فقر، عدم تعادل اقتصادی و رشد ناکافی اقتصادی، اشاره کرد و واقعیت این است که بدون توزیع درآمد عادلانه و دست یابی افراد به کار و شغل مطلوب در شرایط رونق اقتصادی، این مشکل همچنان به قوت خود باقی خواهد ماند.
البته وجود فقر تنها دلیل به وجود آمدن معضل کودکان کار نیست و علل مختلفی از جمله نقایص موجود در آموزش و پرورش، قوانین و مقررات ناکافی برای مقابله با کار کودکان و فقدان آگاهی عمومی، از عوامل موثر در بروز پدیده ای چون کار کودکان به شمار می آید.
کارشناسان اقتصادی بر این باورند که پیدایش کار کودکان از منطقه ای به منطقه دیگر کاملا متفاوت است. در حالی که در کشورهای در حال توسعه، رکود اقتصادی، بی کاری، مهاجرت وسیع روستاییان به شهرها، فقر گسترش یافته و افزایش هزینه های زندگی از عوامل موثر بر پیدایش و گسترش کودکان کار است؛ در کشورهای صنعتی رکود اقتصادی و بی کاری رو به گسترش باعث پیدایش و گسترش دوباره کار کودکان است.
در کشور ما که آمار مشخصی در زمینه کودکان وجود ندارد؛ مسئله اشتغال کودکان نیز مانند کودک آزاری، کودکان خیابانی، کودکان بزهکار و سایر کودکانی که به نوعی در معرض آسیب های اجتماعی قرار دارند؛ نه تنها مورد توجه قرار نگرفته و برای کاهش آن نیز اقدامات موثری به عمل نیامده است که در جمع آوری آمار و اطلاعات نیز دقت و حساسیت لازم توسط نهادها و سازمان های مربوطه مبذول نشده است.
دو تعریف در مورد کودکان کار وجود دارد، اول کودکان کار زیر ۱۸ سال که بر اثر فشارهای شدید اقتصادی، اجتماعی مجبور به کار و زندگی در خیابان هستند و دوم کودکان کار از حیث ارتباط با خانواده که به سه دسته تقسیم می شوند؛ اول کودکانی که در خیابان کار و زندگی می کنند و ارتباط با خانواده ندارند، دوم کودکانی که در خیابان کار می کنند اما احساس تعلق به خانواده دارند و سوم کودکانی که با خانواده های خود در خیابان کار می کنند.
سید حسن موسوی محقق و مدرس دانشگاه معتقد است که گروه دوم یعنی کودکانی که در خیابان کار می کنند و احساس تعلق نسبت به خانواده دارند، کودکان کار محسوب می شود. بر اساس تحقیقات سال ۷۹ که در ۱۵ استان کشور به عمل آمد، ۸۳ درصد کودکان کار با خانواده خود در ارتباط هستند و ۱۷ درصد آنان خیابان را به عنوان خانه انتخاب کرده اند. موسوی همچنین معتقد است که کشور هند از جمله کشورهای جهان سوم است که از لحاظ ساماندهی کودکان خیابانی از کشور ما جلوتر می باشد و به پیشرفت های چشمگیری نائل آمده است.
هند از جمله کشورهایی است که با کمک دیگر کشورها به دور از هرگونه برخورد سیاسی و با مشارکت مردمی توانست گامی بلند در ساماندهی و آموزش کودکان کار خیابانی بردارد. چرا که کارشناسان هندی بر این باور بودند که کودکان خیابانی یا خانواده ندارند و یا به دلایلی جامعه پذیر نشده اند، به همین دلیل راهی را پیش گرفتند تا بتوانند کودک خیابانی را با هنجارهای اجتماعی جامعه شان آشنا کنند.
وی در این باره می گوید؛ آموزش کلیدی ترین واژه برای مسوولان هند است زیرا که آنان معتقدند اگر بچه ها آموزش های لازم را ببینند خطرات کمتری متوجه آنان شده در نتیجه تهدید امنیت جامعه توسط کودکان کمتر خواهد شد. از جمله این تهدیدها افزایش جرم و جنایت و گسترش بیماری هایی نظیر ایدز و هپاتیت است.
اکبر معتمدی کارشناس آسیب های اجتماعی و از معاونان سابق سازمان بهزیستی در خصوص تعریف کودکان کار، به تعریف یونیسف اشاره می کند و می گوید؛ انسان زیر ۱۸ سال که بنا به مقتضیات جامعه مجبور به کار باشد، کودک کار محسوب می شود؛ اما ما در جامعه شاهد کار کردن کودکان زیر ۱۵ سال هستیم! او همچنین معتقد است که بهزیستی به مسائل قانونی و غیرقانونی کار توجهی ندارد و این را وظیفه قوه قضائیه و نیروی انتظامی می داند. معتمدی کودکان کار را به کودکان کار در کارگاه ها و کودکان کار در خیابان تقسیم می کند و اعتقاد دارد که سازمان بهزیستی در قبال کودکان کار در کارگاه ها و یا در مکان های دیگر (کارهای خانگی) هیچ برنامه و طرحی ندارد.
زیرا آن را وظیفه وزارت کار می داند. گذشته از آن طرح آنان در بهزیستی فقط مخصوص کودکان کار در خیابان است و آن هم محدود است به کودکانی که به مشاغل سیاه، یعنی مشاغل خطرناک همانند کار در کنار بزرگراه ها می پردازند. پس چه کسی از کودکانی که در کارگاه های کمتر از ده نفر به مشاغل سخت مشغول هستند، حمایت می کند؟
به راستی آیا کودکان، کودکانی که هر روز شاهد رفت و آمدشان در کوچه و خیابان هستیم در تامین معیشت خانواده موثرند؟ دکتر معتمدی در این باره می گوید؛ کودکان کار نان آوران کوچکی هستند که در بسیاری مواقع مانع فساد و فحشا خانواده شده اند؛ از این رو آنان دلاوران بزرگی در مقابل آسیب دیدگان اجتماعی هستند که متاسفانه خودشان به راحتی آسیب پذیرند. وی تعداد کودکان خیابانی را ۲۰هزار نفر اعلام می کند و معتقد است حدود نیمی از آنان کودکان کار هستند. دکتر معتمدی برعکس نظر دکتر موسوی اعتقادی به پیشرفت کشور هند، در زمینه کودکان کار ندارد و معتقد است با جمعیتی که کشور هندوستان دارد اصلا قابل مقایسه با کشور ما نیست!
او معتقد است؛ مردم جامعه ما بر این باورند که مسوولیت تمام کارها بر عهده دولت است و این طرز فکر به ریشه های تاریخی کشورمان مرتبط است؛ چون کشور ما، از قدیم کشوری دیوانسالار یا دولت سالار بوده؛ مردم اینگونه عادت کرده اند که تمام کارها بر عهده دولت است. به نظر من تا این فرهنگ در جامعه باشد معضل کودکان کار همچنان به قوت خود باقی خواهد ماند.
در کشور ما که آمار مشخصی در زمینه کودکان وجود ندارد؛ مسئله اشتغال کودکان نیز مانند کودک آزاری، کودکان خیابانی کودکان بزهکار و سایر کودکانی که به نوعی در معرض آسیب های اجتماعی قرار دارند؛ نه تنها مورد توجه قرار نگرفته و برای کاهش آن نیز اقدامات موثری به عمل نیامده است که در جمع آوری آمار و اطلاعات نیز دقت و حساسیت لازم، توسط نهادها و سازمان های مربوطه مبذول نشده است.

 
  • تعداد صفحات :15
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
 

درباره وبلاگ

كودكان فقر - كودكان كار
این وبلاگ سعی در بررسی وضعیت كودكان فقیر و كودكان كار در ایران و جهان دارد.
امیدوارم قدمی هر چند كوچك در جهت رفع مشكلات آنها باشم
مدیر وبلاگ : آرام

آخرین پست ها

جستجو

نظرسنجی

  • شما مایلید تا در كدام موضوع بیشتر كار شود











نویسندگان

* *

انتخاب بهترین وبلاگ ماه
*

Top Blog
وبلاگ برتر در تاپ بلاگین

** * * **فهرست وب سایتهای ایرانی* *
آمار بازدید
*. *
**
قرآن آنلاین
http://s1.picofile.com/shiat/giv.gif
*

*