تبلیغات
كودكان كار $ كودكان فقر - كودكان در پنجه مرگ - نقش رسانه های جمعی بر بزهكاری كودكان و نوجوانان
كودكان كار $ كودكان فقر - كودكان در پنجه مرگ
بنی آدم اعضای یکدیگرند, که در آفرینش ز یک گوهرند. چو عضوی به درد آورد روزگار, دگر عضوها را نماند قرار

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو مطالب

لینکستان

صفحات جانبی

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
*
سایت خدماتی تک بیستآپلود عكس
*

نقش رسانه های جمعی بر بزهكاری كودكان و نوجوانان



برگفته از سایت : http://cidso.com/tahghigh/tv.htm 

بسیاری از دانش پژوهان ، متفكران و مصلحان اجتماعی عصر حاضر را با نام های متفاوتی چون « عصر تكنیك » ، « عصر ارتباطات » ، « دهكده جهانی » و رهبری از راه دور نامیده اند . البته رهبری از راه دور نه تنها در مورد ماهواره ها و فضاپیماها صادق است ، بلكه هدایت از مسافت دور به وسیله رسانه های گروهی در مورد انسان نیز صدق می كند .
تا قرن بیستم ، رهبری و ارشاد انسان رویارو و براساس ارتباط بود ، در صورتی كه در عصر حاضر ارتباطات یك طرفه و از راه دور صورت می گیرد . به طوری كه بین شنونده و گوینده ، یا بهتر بگوییم بین موثر و متاثر به طور نسبی فاصله زیادی وجود دارد . برخی معتقدند كه رسانه های گروهی دارای چنان قدرتی هستند كه می توانند نسلی تازه در تاریخ بشر پدید آورند ، نسلی كه با نسل های پیشین بسیار متفاوت است . لازرسفلد و مرتن (  Lazer seld & Merton ) در تشریح این عقاید متفكران می نویسند : « وسایل ارتباط جمعی جدید ابزاری بس نیرومندند كه می توان از آن در راه خیر و شر با تاثیری شگرف سود برد و چنانچه كنترل مطلوب وجود  نداشته باشد ، امكان استفاده از این وسایل در راه شر بیشتر از خیر آن است .(1) »
تقریبا" در اكثر كشورها ، به ویژه كشورهای در حال رشد ، تعداد نسل جوان بیشتر و دلبستگی آنان بر رسانه های جمعی فزونتر است . تحقیقات انجام شده در شهر تهران ، حاكی از آن است كه بیشتر تماشا كنندگان تلویزیون ، كودكان زیر 15 سال و بعد از آنان بانوان خانه دار و سپس جوانان بیشتر از 15 سال هستند . (2)
امروزه بررسی اثرات این وسایل از پیچیده ترین مباحث انحرافات اجتماعی است . به همین دلیل ، جامعه شناسان در صحت نتایج و پژوهش هایی از این قبیل ، تردید نشان می دهند . البته علیرغم تاثیر انكار ناپذیر رسانه های جمعی در آموزش فرهنگ سازی ، القاء عقیده و غیره باید اذعان داشت كه در زمینه اثر این وسایل در رفتار انسان ، تحقیقاتی بعمل آمده است كه البته تحقیقاتی كه بتواند اثرات تلویزیون سینما و مطبوعات را در انحراف و بزهكاری جوانان در كشور ثابت كند بسیار كم است .
در این تحقیق تاثیرات رسانه های تصویری چون تلویزیون ، سینما ، ویدئو ، ماهواره و مطبوعات در بزهكاری كودكان و نوجوانان مورد بررسی قرار می گیرد .
1-      ستوده ، هدایت الله ، مقدمه ای بر آسیب شناسی اجتماعی ، نشر نور ، سال 1373 ، ص 203.
2-      شیخاوندی داور ، جامعه شناسی انحرافات آسیب شناسی جامعه ، نشر مزیدیز ، سال 1373 ، ص 344 .
در دوره قدیم و قبل از رواج یافتن تفكر علمی ، ناهنجاری امری ذاتی و سرشتی تلقی می شد و متفكران قدیم معتقد بودند افراد همانطور كه خصوصیات جسمانی مثل رنگ مو ، چشم و غیره را از والدین خود به ارث می برند ، به همان ترتیب رفتارهای خود را نیز از والدین دریافت می كند . به نظر آنها افراد یا ذاتا" نیكو سیرت هستند ، و یا بد سیرت و این سرشت و ذات هم امری طبیعی است و از هنگام تولد شكل گرفته است . لذا افرادی كه ذاتا" بد سیرت هستند كجرو و منحرف باقی می مانند زیرا طبیعت و دست تقدیر آنها را چنین آفریده است و كاری هم از دست بندگان ساخته نیست . این تفكر سنتی با آغاز مطالعات علمی و بررسی های گوناگون در زمینه بزهكاری از بین رفت و بعد از آن تبیین های متعددی از جانب بسیاری از صاحب نظران در مورد بزهكاری ارائه گردید و از اوایل قرن بیستم مسئله بزهكاری و شناخت شخصیت منحرفان به منظور اصلاح و پیشگیری آنان بیش از پیش مورد بحث و بررسی قرار گرفت . به ویژه در این رابطه روانشناسی ، روان پزشكی و روانكاوی هم توسعه یافته بود و می شد از یافته های دانش های مذكور اطلاعات قابل استفاده و مفیدی برای شناخت منحرفان ، اصلاح و یا پیشگیری آنان بدست آورد . در عصر ما تحقیقات و بررسی ها در زمینه بزهكاری و انحرافات مورد بحث دانشمندان رشته های مختلف است . از جمله روانشناسان ، روان پزشكان ، روان شناسان اجتماعی ، جامعه شناسان ، حقوقدانان ، زیست شناسان ، مسئولان جامعه و بالاخره سیاستمداران و گردانندگان جامعه و بدیهی است كه        آن تا چه حد گسترده است . به طور كلی پیشینه مطالعات بزهكاری در سه عرصه عمده صورت گرفته است كه عبارتند از :
1-      دیدگاه زیست شناختی
2-      دیدگاه روان شناختی
3-      دیدگاه جامعه شناختی
تاریخچه اطفال بزهكار در جوامع اولیه با سرگذشت غم انگیز آن شروع می شود . در دوران قدیم كسانی كه ( اعم از طفل یا بزرگسال ) برخلاف مقررات اجتماع خود رفتار می كردند یك فرد خبیث و غیر قابل ترحم محسوب می شدند و مردم برای در امان ماندن از غضب الهی و نابودی ، متهم را به شدیدترین وجه مجازات می كردند و عفو جزء معایب به شمار می رفت و در صورت وقوع جرم از طرف كسی ، اقوام و كسان وی نیز در امان نبودند و بسا اطفال را به انتقام اینكه پدرشان مرتكب قتل یا جرمی شده بود ، به قتل می رساندند و بدین گونه عدالت را اجرا می كردند . در اثر تحولات اجتماعی و نفوذ احكام مذهبی ، برای مجازاتها حدی قائل شدند و قصاص جای انتقام را گرفت ، قانون قصاص در قوانین رومی ، یونانی ، مصر و اسلامی وجود داشت . مثلا" در احكام حضرت موسی ( دین یهود ) چشم برای چشم و دندان برای دندان تعیین شد ، و در این مورد نیز اطفال از انتقام در امان نبودند و در صورتی كه طفلی مرتكب جرم می شد مورد مجازات قرار می گرفت .
با پیشرفت تمدن سن اطفال و میزان مسئولیت آنان در ارتكاب جرایم مورد توجه قرار گرفت و در قوانین كیفری مجازات اطفال بزهكار خفیف تر از مجازات بزرگسالان پیش بینی شد .
در قرن 13 میلادی « سنت لویی » پادشاه فرانسه فرمان صادر كرد كه اطفال تا 10 سال غیر مسئولند ، و مجازات اطفال بزهكار تا 14 را پرداخت تاوان و تنبیه بدنی و شلاق تعیین نمود . همچنین تاكید كرد كه اطفال و جوانان در زندان ها از بزرگسالان تفكیك و جدا نگهداری شوند .
در روسیه طبق قانون 1742 م افراد تا 17 سال از شكنجه بدنی و مجازات مرگ معاف شدند و طبق فرمان كاترین دوم افراد تا 10 سال غیر مسئول و در صورت ارتكاب جرم برای تنبیه به والدین و یا به اربابشان سپرده می شدند و مجازات كار با اعمال شاقه در مورد اطفال بزهكار 10 تا 14 سال اجرا نمی شد و به طور كلی مجازات اطفال بزهكار تا 17 سال خفیف تر از مجازات بزرگسالان بود .
با ظهور مذهب مسیح ، عقاید اخلاقی فلاسفه آمیخته با افكار مذهبی گردید و رحم و نیكوكاری كه یكی از اصول مذهب مسیح است سبب شد كه روحانیون به فكر اصلاح و تربیت بزهكاران بوده و در هدایت و حمایت اطفال بی پناه كوشا باشند . تحت تاثیر عقاید آنان در سال 813 میلادی از طرف مجمع عمومی روحانیون مسیحی پیشنهاد شد كه به زندانیان مخصوصا" اطفال كاردستی آموخته شود و با نصایح سودمند آنان را به راه راست هدایت كنند .
در اجرای روشهای اصلاحی و تربیتی در سال 1602 در شهر آمستردام اولین زندان تربیتی جهت اطفال بزهكار افتتاح شد . و در سال 1667 در شهر فلورانس ایتالیا اولین زندان به سیستم انفرادی جهت نگهداری اطفال تاسیس گردید . در سال 1703 م در رم زندان تربیتی مخصوص جوانان به نام سنت میشل افتتاح شد و جوانان این زندان روزها به صورت دسته جمعی كار می كردند . شب ها در سلول به سر می بردند .
در سال 1815 م اصطلاح بزهكاری اطفال برای اولین بار در قوانین انگلستان عنوان شد و بعدها به عناوین مختلف از قبیل اطفال بزهكار یا بزهكاری جوانان و غیره در تمام دنیا متداول گردید . (1)
پس از جنگ دوم جهانی دولت ها با وجود گرفتاریهای سیاسی در صدد چاره جویی و پیش گیری از افزایش جرائم ارتكابی اطفال بر آمدند . در فرانسه قوانین مربوط به اطفال مورد بررسی و تجدید نظر قرار گرفت .
ژنرال دوگل با تصویب قانون 2 فوریه 1945 م تمام مقررات و قوانین مربوط به اطفال را لغو كرد و اطفال كمتر از 18 سال را غیر مسئول اعلام و مجازات افراد مذكور را اجرای روشهای اصلاحی و تربیتی و درمانی تعیین نمود .
در انگلستان نیز در سال 1947 م قانون مربوط به اطفال مورد تجدید نظر قرار گرفت و اطفال كمتر از 17 سال در دادگاه های جنجه و كمتر از 15 سال در دادگاه های جنایی از محكومیت به حبس معاف شدند و در سال 1960 م نیز مجددا" اصلاحاتی در قانون مزبور به نفع كودكان انجام گرفت .
1-      دانش ، تاج زمان ، دادرسی اطفال بزهكار در حقوق تطبیقی ، انتشارات كتابخانه ملی ، سال 1352 ، صفحه 9 -14 .
دول مترقی دیگر مانند آلمان ، سوئیس ، شوروی ، اسرائیل و ژاپن نیز در قوانین مربوط به اطفال بزهكار اصلاحاتی بوجود آوردند كه در همه آنها سعی براین بوده است كه تا حد امكان برای مجازات اطفال بزهكار از روش های تربیتی ، اصلاحی و درمانی استفاده كنند .

كودكان بزهكار در اصطلاح علوم روانی و تربیتی امروز ، به طور كلی به افرادی گفته می شود كه عموما" یك معما و یا حداقل یك مشكل تربیتی برای جامعه ، پلیس و كارگردانان دستگاه های قضایی به شمار میروند .
البته بزهكاری این كودكان دارای مراحل و شدت و ضعف فراوان است . مثلا" از یك دزدی كوچك ، فرار از مدرسه و ... شروع می شود و به انواع بزهكاری ها ، طغیان علیه قانون ، انجام اعمال شنیع و جنایات مانند قتل نفس ، عمل منافی عفت و نظایر آن منتهی می گردد . این گونه كودكان نه تنها یك مشكل ، بلكه یك معما و مسئله بزرگ اجتماعی محسوب می شوند و هر متفكر اجتماعی می تواند به خود حق بدهد كه درباره آنها و رفتار ضد اجتماعی آنان بیندیشد .
كودكان بزهكار غالبا" كسانی هستند كه در كانون خانواده ای نابسامان ، خانواده ای كه از فروغ پرتو محبت ، گرم و روشن نشده است ، پا به عرصه وجود نهاده اند و یا احیانا" از كودكی بنا به عللی ، مفهوم زندگی ثابت خانوادگی را درك نكرده اند و یا حداقل به جای محبت از ترحم دیگران برخوردار شده اند و در نتیجه رشد عاطفی شخصیت آنان متوقف مانده است . این محرومین لطف و محبت ، این قربانیان جهل و بی مهری خانواده و محیط ، ناچار نیاز به خودنمایی و جلب توجه خود را از راههای دیگر كه به زیان اجتماع است ارضا می كنند . آنان اگر دخترند ، چه بسا به فحشا تن در می دهند ، و به خاطر اطفاء عطش محبت خویش به سهولت فریب تملق و زبان بازی مردان هوسران را می خورند و اگر پسرند ممكن است به آسانی علیه قانون و اجتماع قد برافراشته و دستهای خود را به جرم و جنایت بیالایند و به هر گونه دروغ و تقلب و دزدی و پستی تن بدهند و غالبا" بدبین . كینه توز نسبت به همه كس باشند .
این كودكان چرا به جرم و جنایت دست می آلایند ؟ آیا آنان فطرتا" جانی آفریده شده اند ؟ یا آنكه بیمارانی روانی اند و در اثر ابتلای به یك بیماری روحی مرتكب جرم و جنایت می گردند ؟ و یا مسئله و مشكل دیگری دارند ؟ و بالاخره با آنان چگونه باید رفتار كرد و از ابتلا به بزهكاری به چه نحو باید جلوگیری نمود ؟ آیا حبس و نگهداری در زندان یا موسسات تربیتی توانسته است تعدادشان را كاهش دهد ؟ و اگر نمی تواند ، عیب كار كجاست ؟ از كودك بزهكار ؟ و یا از گرداندگان این موسسات كه نتوانسته اند به درون وی مراجعه كنند و مشكلش را دریابند و در صدد رفع ناراحتی و معالجه اش بر آیند ؟
شمار زیادی از كودكان بزهكار و مرتكبین اعمال خلاف قانون كسانی هستند كه تنها بر اثر یك اختلال جزئی در ترشح یكی از غدد درونی * و بر هم خوردن توازن شیمیایی بدن خود ، كج خلق و در نتیجه خلاف كار و بزهكار می شوند .
كسانیكه دچار اختلال پاروای از این غدد می گردند به آسانی نمی توانند با زندگی و مردم از در آشتی در آیند ، كیفرهای سخت و پر شكنجه ، زندان با اعمال شاقه و نظیر آن نمی تواند اخلاق این گونه اشخاص را تغییر دهد . آنها بیمارند باید آنها را به جای كیفرهای شدید یا نگهداری در موسسات تربیتی ، معالجه و مداوا كرد و برای سازش مجدد با خانواده و اجتماع آماده نمود . (1)
آیا موسسات تربیتی ما در برنامه كار خود تا كنون توجهی به این موضوع داشته اند ؟ به هر حال نگهداری طفل در موسسات آموزشی و تربیتی مخصوصا" در سنین كم مسائل و مشكلات فراوان ایجاد می نماید . به طور مثال در كانون اصلاح و تربیت طفل از مهر و محبت خانوادگی محروم و از كمبود محبت رنج می برد و به همین لحاظ حس كینه و انتقام جویی در او تقویت می گردد و به خاطر سلب آزادی اش نسبت به اجتماع بد بین می گردد و یا اطفال در كانون های تربیتی ممكن است با افراد منحرف آشنا شده و با طرح دوستی و تشكیل باند برای آینده نقشه های خطرناك طرح كنند و تعلیمات آموزشی و حرفه ای كانون ، نه تنها آنها را به سوی یك زندگی سالم راهنمایی نكند بلكه وجود دوستان ناباب و نفوذ آنان آینده خطرناكی را برایشان پی ریزی نماید .

درباره وبلاگ

كودكان فقر - كودكان كار
این وبلاگ سعی در بررسی وضعیت كودكان فقیر و كودكان كار در ایران و جهان دارد.
امیدوارم قدمی هر چند كوچك در جهت رفع مشكلات آنها باشم
مدیر وبلاگ : آرام

آخرین پست ها

جستجو

نظرسنجی

  • شما مایلید تا در كدام موضوع بیشتر كار شود











نویسندگان

* *

انتخاب بهترین وبلاگ ماه
*

Top Blog
وبلاگ برتر در تاپ بلاگین

** * * **فهرست وب سایتهای ایرانی* *
آمار بازدید
*. *
**
قرآن آنلاین
http://s1.picofile.com/shiat/giv.gif
*

*